مغلطه‌‌ی نسبی‌گرایی (Subjectivist Fallacy) | مغلطه به زبان آدمیزاد (۲۱۰)

تعریف: مغلطه نسبی‌گرایی موقعی اتفاق می‌افتد که شخصی ادعا کند فلان چیز برای شخص ۱ حقیقت دارد، ولی برای شخص ۲ حقیقت ندارد، در حالی‌که شواهد تجربی نشان می‌دهد آن چیز برای همه حقیقت دارد (یعنی حقیقت عینی یا Objective است). 

معادل انگلیسی: Subjectivist Fallacy

معادل‌های جایگزین: مغلطه‌ی ذهنی‌گرایی 

الگوی منطقی: 

شخص ۱ ادعا می‌کند که Y صحیح است. 

شخص ۲ ادعا می‌کند که Y برای بیشتر انسان‌ها صحت دارد، ولی نه برای همه (با این‌که شواهد تجربی خلاف آن را ثابت می‌کنند). 

مثال ۱: 

جین: سیگار کشیدن برای سلامتی مضره. 

تری: سیگار برای سلامتی اکثر آدما مضره، ولی برای من نه. 

توضیح: تری عزیز، سیگار کشیدن برای سلامتی همه مضر است؛ من‌جمله شخص شما. 

مثال ۲: 

جک: عذر می‌خوام، ولی استدلال شما سرشار از تناقضه. 

تد: تناقض فقط به ذهن مادی قابل‌تعمیمه. ذهن معنوی این چیزا سرش نمی‌شه. 

توضیح: تد علاوه بر فراهم کردن نمونه‌ای درجه‌یک از مغلطه‌ی نسبی‌گرایی، نشان می‌دهد وقتی دکان عقل و منطق تعطیل شود چه حرف‌هایی که از دهان آدم بیرون نمی‌آید. 

استثنا: حقیقت داشتن یا نداشتن بعضی چیزها واقعاً به شخصی که درگیر موقعیت است بستگی دارد. 

مثال: 

شاید تو از پاستیل بدت بیاد، ولی من عاشق‌شم. وقتی پاستیلو می‌ذاری تو دهنت و لای دندونات نرمی‌شو امتحان می‌کنی و بعد با یه گاز محکم شیرینی‌شو تو دهنت پخش می‌کنی، شده حتی برای یک لحظه،‌ انگار بهشت زیر پاته. 

راهنمایی: هر وقت دلتان گرفت، پاستیل بخورید. 

منابع: 

Peacocke, C. (2005). The Realm of Reason. Clarendon Press.

ترجمه‌ای از: 

Logically Fallacious

منبع

پاسخی بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *